اختلال وسواس فکری، دکتر نرگس دوست کارآموز

اختلال وسواس فکری، یا اختلال وسواسی جبری (OCD)

اختلال وسواس فکری-عملی، یا اختلال وسواسی جبری (OCD) یک اختلال روانی است که در آن فرد افکار خاصی (با نام وسواس فکری: Obsessions) را به‌طور مکرر تجربه می‌کند یا نیاز به انجام مکرر اعمال خاصی (با نام وسواس عملی: Compulsions) را احساس می‌کند تا حدی که باعث پریشانی یا اختلال در عملکرد عمومی فرد می‌شود.
وسواس فکری، آرزوها یا تصویرهای تکراری است که به صورت ناخواسته تجربه می شوند. این تجربه در بیشتر افراد باعث ایجاد اضطراب یا پریشانی می شود. در این شرایط فرد سعی می‌کند با یک فکر یا عمل متفاوت آنها را نادیده بگیرد، یا آن را سرکوب کند یا این اعمال را به نوعی خنثی کند.
 در واقع شخص وسواسی با انجام اعمال یا افکار دامنه دار و بیمارگونه یک عکس العمل ارادی یا ناخودآگاه در جهت کاهش اضطراب درونی و ذهنی نشان می دهد. در زیر چند مثال آورده می شود:
اگر اینکار را انجام ندهم ممکن است اتفاق بدی برای خودم و یا عزیزانم بیافتد.
با انجام اینکار احساس آرامش و امنیت می کنم.
اجبار رفتارهای تکراری یا اعمال ذهنی که فرد در پاسخ به وسواس مبتنی بر قوانین سختگیرانه، مجبور به انجام آن می شود. افراد مبتلا برای مقابله با اضطراب یا پریشانی و یا جلوگیری از بروز یک واقعه یا وضعیت ترسناک این راهکارها را به کار می‌گیرند.
افراد مبتلا به وسواس فکری عملی نسبت به شرایط بینش متفاوتی دارند. ممکن است کسی تشخیص دهد که باورهای مربوط به OCD در واقع درست نیست. اما در میان ممکن است کسی که قدرت تشخیص ضعیفی دارد، فکر کند که چنین اعتقاداتی درست است.


علل اختلال وسواس فکری عملی

 اختلال وسواس جبری نرگس دوست کار آموز

دلایل اختلال وسواس
دلایل اختلال وسواس به طور کامل کشف نشده اند. اما عوامل ژنتیکی و محیطی بسیاری نیز در ابتلا به این اختلال دخیل هستند. افرادی که والدین، خواهر و برادر یا فرزند دارای که مبتلا به OCD است، بیشتر در معرض خطر ابتلا به آن هستند.
مطالعات نشان می‌دهد که دوقلوها نیز ممکن است در اثر عوامل ژنتیکی دچار این اختلال شوند. افرادی که در کودکی با بدرفتاری جسمی یا جنسی و سایر حوادث آسیب زا مواجه شده‌اند، احتمال بیش‌تری دارد که به وسواس فکری عملی مبتلا شوند. در برخی از کودکان، عفونت استرپتوکوک ، باعث بروز زودهنگام و ناگهانی یا بدتر شدن علائم OCD می شود.
وسواس درست مثل سوزن گرامافون که روی یک صفحه قدیمی گیر کرده است، مغز را درگیر فکری خاص و سپس وادار به انجام کاری خاص می کند. برای مثال، 20 دقیقه از وقت‌تان را صرف بررسی خاموش بودن اجاق گاز می‌کنید؛ چون می‌ترسید که نشت گاز، خانه شما را به آتش بکشد. یا این که آنقدر دست‌تان را می‌شویید که زخم می‌شود، چون از میکروب‌ها می‌ترسید. اگرچه این اعمال تکراری حس ناخوشایندی در فرد ایجاد می کنند ولی اضطراب ناشی از افکار وسواسی را تا حدودی کاهش می دهند.

برخی از انواع وسواس، مزمن است.

به طور کلی علت ایجاد وسواس را می توان به دو دسته تقسیم کرد.
الف- وسواس هایی که ریشه آن عوامل ژنتیک و فیزیولوژیک است. افرادی که مثلا پدر، مادر یا دیگر بستگان وسواس شدید دارند. این نوع از وسواس ها شبیه دیابت و آسم هستند. یعنی می توانید آن را کنترل کنید و علایم آن را کم کنید اما نمی توانید آن را درمان کنید. پس در صورتی که علت وسواس شما ژنتیک باشد هدف گذاری شما باید تلاش برای کنترل آن باشد.
ب- وسواس های دسته دوم وسواس هایی هستند که بر اثر تجربیات و اتفاقات گذشته در شما ایجاد شده است. تجربیات گذشته ما در بخشی از مغز به نام حافظه روندی ذخیره می شود و در رفتار ، افکار و احساسات ما تاثیر زیادی دارند. ما نسبت به این بخش مغز هشیاری نداریم و اصطلاحات به آن ناهشیار یا ضمیر ناخودآگاه می گویند.
مثلا فردی که حادثه یا حوادث ناگواری را در گذشته تجربه کره باشد و یا فردی که در کودکی مورد بی توجهی و بی محبتی قرار گرفته باشد ممکن است در بزرگسالی به وسواس مبتلا شود.
دو جزء اصلی وسواس، تردید و احساس گناه است.

اختلال وسواس فکری، یا اختلال وسواسی جبری (OCD)

دو مورد از مشخصه های وسواس داشتن تردید و احساس گناه است. تا این واقعیت را نفهمید، وسواس را نخواهید فهمید.
در دهه ی 1940، وسواس با عنوان “اختلال تردید” شناخته می شد. فرد وسواسی ممکن است به  ابتدایی ترین واقعیت ها درمورد خودش، دیگران یا دنیایی که در آن زندگی می کند، شک کند. دلیل این تردید می تواند عوامل ناخودآگاه باشد. مثلا احساس عدم امنیت درونی می تواند منجر به ایجاد تردیدهایی در زندگی بیرونی شود.

درمان اختلال وسواس


اختلال وسواس فکری عملی معمولاً با روان درمانی، تجویز دارو یا استفاده از هر دو به صورت همزمان درمان می‌شود. تحقیقات ثابت کرده است که درمان‌هایی که برای درمان OCD تجویز می‌شوند، شامل درمان شناختی رفتاری (CBT) است. این روش برای معالجه طیف وسیعی از اختلالات استفاده می شود و نوع خاصی از آن به نام (ERP) وجود دارد که در درمان اختلال وسواس بسیار موثر است.

 ERP، فرد مبتلا به OCD در ابتدا توسط یک درمانگر مورد بررسی قرار می‌گیرد. سپس در معرض افکار یا موقعیت‌هایی قرار می‌گیرد که باعث بروز اضطراب یا منجر به وسواس و اجبار می شود. به این ترتیب یاد می گیرد که درگیر اجباری‌های عادت نشود. این رویکرد با هدف کاهش تدریجی اضطراب ناشی از چنین افکار و برخوردهایی صورت می‌گیرد تا فرد بتواند علائم OCD را بهتر مدیریت کند.
داروهای موسوم به مهارکننده های بازگشت مجدد سروتونین (SRIs) و مهار کننده های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) نیز برای درمان OCD استفاده می شوند.
داروهای درمان اختلال وسواس فکری عملی شامل داروی ضد افسردگی قدیمی مثل کلومیپرامین و داروهای جدیدی همچون فلوکستین، فلووکسامین و سرترالین نیز هستند. SSRI با افزایش مقدار سروتونین انتقال دهنده عصبی مغز را تحت تاثیر قرار می‌دهد.این داروها ممکن است تا ۱۲ هفته طول بکشد تا علائم را بهبود بخشند.

 

علائم اختلال وسواس شستشو


فرد پس از این که دست های خود را شسته است همچنان به این فکر می کند که شاید نقطه ای از دست هایش را اتفاقی نشسته باشد و یا اینکه کاملا دست هایش پاکیزه نشده است.
برای شستن دست های خود یک روند مرتب و برنامه ریزی شده دارد که در صورت رعایت نکردن هریک ازمراحل پیش فرض و یا فکر کردن راجع به این که شاید دستش را درست نشسته باشد، دوباره از مرحله اول شروع به شستشو می کند.
فرد مبتلا به این اختلال به شدت از محیط هایی که در معرض آلودگی هستند دوری می کنند.
افراد مبتلا عموما دست هایی قرمز و آسیب دیده دارند.

راههای درمان وسواس شستشو :
تهیه فهرستی از محرک‌ها
نوشتن روش‌ها و استراتژی‌های کاهش اضطراب
قرار گرفتن در موقعیت‌های محرک
دریافت پشتیبانی فکری، روحی و عاطفی از درمانگر توانا
داشتن سبک زندگی سالم
تحمل اضطراب و خلاف عمل وسواسی حرکت کردن

نکته هایی از وسواس
به حس و شهود خود برای تصمیم گیری درمورد نحوه ی مقابله با وسواس اعتماد نکنید.
یک نکته قطعی درباره احساس شما درباره شیوه مقابله با وسواس وجود دارد: همیشه شما را به مسیر اشتباه می کشاند.
تمایل به فرار و اجتناب از موقعیتی که باعث ترس شما می شود کاملا طبیعی و غریزی است (مثلا طبیعی است که از یک سگ خطرناک فرار کنید). اما قضیه ترس های وسواسی فرق می کند. چون ترس های وسواسی ناشی از افکار تکرار شونده درون مغز شما هستند، نمی توانید و نباید از آن ها فرار کنید.
و یکی از دلایل مهم شکست در درمان وسواس همین مساله است. افراد مبتلا به وسواس هرگز آنقدر در مقابل ترسشان مقاومت نمی کنند که بتوانند ببینید حقیقت ندارد.

درمان وسواس زمان بر است چقدر طول می کشد؟

به اندازه ای که فرد نیاز داشته باشد. بنا به تجربه، می توانم بگویم که فرد مبتلا به وسواس نه چندان پیچیده، به حدود 6 الی 12 ماه زمان برای بهبودی کامل نیاز دارد.
اگر نشانه ها شدید تر و سرعت پیشرفت فرد کمتر باشد، ممکن است فرایند درمان بیشتر هم طول بکشد. همچنین برخی از افراد نیاز دارند پس از اتمام دوره ی درمان وسواس خود، روی جنبه های دیگر زندگی خود کار کنند.
نکته مهم این است که باید درمان خود را کامل کنید. چیزی به نام درمان ناقص وجود ندارد. افرادی که فکر می کنند تنها با درمان نشانه هایی که مقابله با آن ها راحت تر است می توانند مشکل خود را حل کنند، به زودی به خانه ی اول بر می گردند.
برای توضیح دادن این موضوع به بیمارانم، درمان وسواس را به درمان عفونت تشبیه می کنم. از آن ها می پرسم :« آیا از جراح می خواهی همه عفونت را از بدنت خارج کند و یا اینکه بخشی از آن را باقی بگذارد؟»
باید مراقب بازگشت علایم وسواس خود باشید.
یکی از جمله های مورد علاقه ی من این جمله است: خوب شدن نیمی از مسیر و خوب ماندن نیم دیگر آن است.
دوباره حرف اولم را تکرار می کنم وسواس مزمن است و پس از درمان باید برای حفظ تغییرات ایجاد شده به موارد خاصی توجه کنید.
یکی از این نکات این است که همیشه با ترس ها و وسواس های خود مقابله کنید و اجازه رشد به آنها ندهید.
علت دیگر بازگشت وسواس این است که گاهی فرد احساس می کند خوب شده و بدون اطلاع دادن به درمانگر یا نزدیکان، مصرف داروهایش را متوقف می کند یا فرایند درمان را نیمه کاره رها می کند.
متاسفانه، مغز شما زمانی که دارو مصرف می کنید خودش را ترمیم و تعمیر نمی کند و زمانی که مصرف دارو را قطع می کنید، مواد شیمیایی درون مغزتان به همان وضعیت ناکارآمد سابق برمی گردد. پس تا زمانی که دوره روان درمانی شما کامل نشده است طبق دستور روانپزشک داروهای خود را مصرف کنید.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

واتساپاینستاگرام مطب 1مطب 2